![]() |
![]() |
|
|
من يه مسافر يه قريب يه كوچه گرد شب زدم كه با هجوم فصل بد به سرنوشتت اومدم هنوز تو كوله بارمه هزارتا درد زندگيم نذار خراب تو بشم نذار كه دل بهم بديم من از هميشه تا هنوز يه عمره كه دربه درم ببين كه درد كهنمو رو دوش خسته مي برم دلم گرفته از خودم از اين نبرد تن به تن از اين همه در به دري از اين دوراه گم شدن نميشه با اين همه درد عاشق و دلبند تو شد نميشه اينجوري يه عمر هميشه پابند تو شد با يد از اين قصه برم هر جا كه سر نوشتمه سا يه وحشي اجل مثل هميشه پشتمه ارزش گفتن ندارن حتي ديگه ستاره ها وقتي به جز رنگ سياه رنگي نداره بخت ما بايد برم بايد برم از اين شب و روز سيا از اين همه در به دري حرف و حديث آدما نميشه با اين همه درد عاشق و دلبند تو شد نميشه اين جوري يه عمر هميشه پابند تو شد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 18:33 توسط مجتبی شیرازی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من تو را چشم در راهم
تا باز آیی و دلم را در اغوش بگیری. من تو را چشم در راهم تا بوسه ی گرمت را بر لبان سرد و خشکم وگونه های خیسم فرود آوری من.... |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم مرداد 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته دوم شهریور 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته دوم دی 1384 هفته اوّل دی 1384 |
|
RSS
|